تبليغاتX
به نامش به یادش در پناهش - به نام بهترینم


به نامش به یادش در پناهش

 

به نام بهترینم

کم می نویسم....آره اما دلم گرفته باید بنویسم.....چقدر زود همه چی رنگ دنیا

رو گرفت.....چه قدر راحت شبهای مکه و مدینه از یاد رفت.........اما امشب حال و هوای اون

شبای به یاد موندنی وجودم رو فرا گرفته......................................

   دلم گرفته ای دوست              هوای گریه دارد

خدایا منو میبینی ......و شنواترینی ..........دلتنگی منو میبینی............خدای من

خیلی آرزوی اومدن رو نداشتم اما اومدم..............خدای من اومدم خونه ی خودت جایی

 که آرزوی همه بوده و هست........خدای من اومدم و فقط و فقط از تو بندگی خواستم خیلی

حرف راحتی هست اما بندگی یعنی چشم گفتن به بهترینت.............خدای من بهترینم......

......می خوام که مال خودت باشم میخوام که تحت امر تو باشم..................می خوام

که چشم بگم............می خوام که دلم راضی باشه به رضای تو........................رضا چقدر

کلمه ی قشنگیه چقدر قشنگه بدونی و درک کنی یکی واست بهترینا رو چیده یکی واست

بهترین حالاتو در نظر گرفته ............خدای من ..................به من

نگاه کن...................نگاه کن................قلبم ...............روحم...........وجودم ................

همه ی هستی ام مال توست ........ هیچی هیچی از من نیست..................خدایا

قلبم ....................وجودم

 رو سرشار از حضور خودت کن.........................فقط خودت هیچی دیگه نمی خوام......

بهترینم

 

نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:49 توسط گل نرگس| |


Design By : Night Skin