تبليغاتX
به نامش به یادش در پناهش


به نامش به یادش در پناهش

نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 12:20 توسط گل نرگس| |

1- حالات و دریافت‌هاى شخصى

كسانى كه اهل دعا و راز و نیاز و اهل شب قدر هستند، نقش خویش را در شب قدر به خوبى دریافته‌اند.

گاهى این حالات آن چنان ژرف و تاثیرگذار است كه تا شب قدر آینده و بلكه تا آخر عمر، در همه افكار،

اخلاق، كردار و رفتار شخص رخنه كرده و آن را در یك خط و سیر معنوى قرار مى‌دهد. دیگرانى هم كه به

این حد از معنویت راه پیدا نمى‌كنند، به فراخور حال خود از مجالس و محافل و شب زنده داری‌های شب

قدر بهره‌بردارى كرده و فیض معنوى مى‌برند. ریشه اصلى این دگرگونى‌ها و حالات، به خود افراد برمى‌گردد

و این كه تا چه حد خود را آماده بهره‌بردارى از بركات شب قدر و فضیلت‌هاى آن كرده باشند. اگر معنویاتى

كه در شب قدر نصیب انسان شده و در زندگى آن‌ها تحولى آفریده، هیچ ارتباطى با آنان نداشته باشد و

تنها به خدا و فرشتگان و نویسندگان مربوط باشد كه هر چه بخواهند، براى هر كس بدون ملاحظه

حالاتش تقدیر كنند در این صورت مقتضاى حكمت و مصلحت این است كه یا به هیچ كس هیچ ندهند و یا

آنچه مى‌دهند، به همه یكسان و على السویه بدهند؛ در حالى كه ما مى‌دانیم همه بركات خداوندى در

شب قدر براى بندگان سرازیر مى‌گردد و با اختلاف و تفاوت به آنان داده مى‌شود؛ پس نتیجه مى‌گیریم

تنها دلیل این تفاوت، كارها و اعمال و میزان تلاش خود بندگان است و بس. نتیجه این كه یكى از راه‌هاى

رسیدن به این كه آیا افراد در مقدرات منتخب قدر، صاحب نقش هستند یا نه، این است كه ببینیم چه

اندازه دگرگونى در همین شب با بركت در آنان ایجاد گشته است.

 


2- شناساندن شب قدر

خداوند تبارك و تعالى با نزول سوره‌اى خاص، شب قدر را به مردم معرفى فرموده است. در دو آیه این

سوره مباركه فرموده است: قرآن در شب قدر نازل شده و فرشتگان در آن شب فرود می‌آیند. سپس افزوده

است: شب سلامت است. و فرموده است: عمل صالح در او، برابر با عمل صالح در طول هزار ماه است.

فردى به امام باقر علیه السلام عرض كرد: مراد و مقصود از این كه شب قدر بهتر از هزار ماه است

چیست؟ حضرت فرمودند: "والعمل الصالح فیها من الصلاة والزكاة و انواع الخیر خیر من الف شهر لیس فیها

لیلة القدر" (1)؛ كار شایسته از قبیل نماز و زكات، صدقات و انفاقات و انواع خوبى‌ها در آن شب برتر از هر

كار شایسته‌اى است كه در مدت هزار ماه كه شب قدر در آن نیست، انجام شود. اگر كارهاى نیك بندگان

و چند برابر پاداش آن تاثیرى در مقدرات و سرنوشت افراد در شب قدر ندارد، از گفتن و دانستن آن چه

سودى عاید بندگان مى‌شود؟ اگر نزول قرآن در شب قدر و بیان كردن این مطلب، سود و زیانى را متوجه

هیچ كس نمى‌كند، چه انگیزه‌اى در اعلام این شب نهفته است؟ اگر دانستن نزول فرشتگان، در نتیجه

تلاش افراد سودمند نباشد، چرا باید مردم در جریان آن باشند و دانستن آن چه گره‌ای از كار بندگان

مى‌گشاید؟ مى‌دانیم كه كار بیهوده حتى از افراد عادى و معمولى پسندیده نیست، چه رسد به پروردگار

آسمان و زمین كه هیچ كارى را بدون حكمت و مصلحت انجام نمى‌دهد. حكمت معرفى شب قدر به عنوان

شبى كه قرآن در آن نازل شده و شبى كه مقدرات در آن سامان داده مى‌شود، این است كه بنده

سرنوشت و مقدرات خویش را به قرآن پیوند بزند و آن را سرمشق و سرچشمه فكر و عمل خویش قرار

بدهد، اگر كردارش موافق با قرآن و در جهت آن باشد، عمل كننده به آن سعادتمند است و اگر خداى نكرده

مخالف با قرآن باشد، فاعل آن شقى خواهد بود.


نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 11:57 توسط گل نرگس| |

نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 11:27 توسط گل نرگس| |

 

 

موسی (علیه السلام)گفت:

خداوندا! مى‏خواهم به تو نزدیك شوم، فرمود: قرب من از آن كسى است كه شب قدر بیدار شود،

گفت: خداوندا! رحمتت را مى‏خواهم، فرمود: رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكینان

رحمت كند.

گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مى‏خواهم فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر

صدقه‏اى بدهد.

گفت‏: خداوندا! از درختان بهشت و از میوه‏هایش مى‏خواهم، فرمود: آنها از آن كسى است كه در شب

قدر تسبیحش را انجام دهد.

گفت: خداوندا! رهایى از جهنم را مى‏خواهم، فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر استغفار كند.

گفت‏: خداوندا خشنودى تو را مى‏خواهم، فرمود: خشنودى من از آن كسى است كه در شب قدر دو

ركعت نماز بگذارد.

نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 11:13 توسط گل نرگس| |

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 14:14 توسط گل نرگس| |

 

حلم امام حسن علیه السلام

امام حسن (ع) و سایر امامان (ع) فرهیخته و تربیت ‏شده مكتب قرآن بودند، چنان كه در روایت آمده: كنیزى

شاخه گلى را به امام حسن (ع) اهدا نمود، آن حضرت او را آزاد كرد، انس بن مالك به آن حضرت عرض كرد:

«آیا شما براى یك شاخه گل ناچیز، او را آزاد كردید؟»

امام حسن (ع) در پاسخ فرمود: «ادبنا الله تعالى ... ؛ خداوند ما را چنین تربیت كرده است .» آن جا كه مى‏فرماید:

«اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها او ردوها؛ هنگامى كه كسى به شما تحیت گوید، پاسخ او را به طور بهتر، یا

همان گونه بدهید.» (9) پاسخ بهتر همان آزاد كردن او است.» (10)

 

حلم امام حسن (ع) از آیات قرآن نشات گرفته بود، از جمله از این آیه كه خداوند مى‏فرماید: «... ادفع بالتی هى

احسن فاذا الذى بینك و بینه عداوة كانه ولى حمیم؛ ناپسندى را با نیكى دفع كن، كه ناگاه خواهى دید همان كس كه

میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمى است.» (11)

خصلت‏ حلم امام حسن (ع) در حدى بود كه مروان یكى از دشمنان پركینه خاندان رسالت، كه امام حسن (ع) را

بسیار رنج داد و آزرد، گفت: «این كارها را با كسى انجام دادم كه حلم و خویشتن‏دارى او با كوه‏ها برابرى

مى‏كند.» (12) به عنوان نمونه نظر شما را به فراز تاریخى زیر جلب مى‏كنیم:

پیر مردى ناآگاه از اهالى شام در مدینه، امام حسن (ع) را سوار بر مركب دید، آنچه توانست از آن حضرت

بدگویى كرد، وقتى كه فارغ شد، امام حسن (ع) كنار او آمد، و به او سلام كرد، و در حالى كه لبخندى بر چهره

داشت ‏به او فرمود: «اى پیرمرد! گمانم غریب هستى، و گویا امورى بر تو اشتباه شده، اگر از ما درخواست

رضایت كنى از تو خشنود مى‏شویم، اگر چیزى از ما بخواهى به تو عطا مى‏كنیم، اگر از ما راهنمایى بخواهى

تو را راهنمایى مى‏كنیم، اگر كمك براى باربردارى از ما بخواهى، بار تو را برمى‏داریم، اگر گرسنه باشى تو

را سیر مى‏نماییم، اگر برهنه باشى، تو را مى‏پوشانیم، اگر نیازمند باشى تو را بى‏نیاز مى‏كنیم، اگر گریخته

باشى به تو پناه مى‏دهیم . اگر حاجتى دارى آن را ادا مى‏نماییم، اگر مركب خود را به سوى خانه ما روانه

سازى، و تا هر وقت ‏بخواهى مهمان ما باشى، براى تو بهتر خواهد بود، زیرا ما خانه آماده و وسیع، و امكانات

بسیار داریم .»

هنگامى كه آن پیر ناآگاه این گفتار مهرانگیز نشأت گرفته از حلم و صبر انقلابى امام حسن (ع) را شنید، آن

چنان دگرگون شد كه اشك از چشمانش جارى گردید و گفت: «گواهى مى‏دهم كه تو خلیفه خدا در زمینش هستى،

خداوند آگاه‏تر است كه مقام رسالت ‏خود را در وجود چه كسى قرار دهد، تو و پدرت مبغوض‏ترین افراد در نزد

من بودید، ولى اینك تو محبوب‏ترین انسان‏ها در نزد من هستى!»

سپس او به خانه امام حسن (ع) وارد شد، و مهمان آن بزرگوار گردید، و پس از مدتى در حالى كه قلبش سرشار

از محبت‏ خاندان رسالت‏ بود، از محضر امام حسن (ع) بیرون رفت. (13)

فراموش نمى‏كنم هنگامى كه حضرت امام خمینى - قدس سره - در اوایل پیروزى انقلاب در قم تشریف داشتند،

روزى جمعى از چماق به دستان بدخواه، از خانه‏اى بیرون آمده و با شعار و داد و فریاد نزدیك بیت امام آمدند،

امام اگر اشاره‏اى مى‏كرد، مردم به آنها حمله كرده و آنها را تار و مار مى‏كردند، ولى امام در عین شجاعت و

صلابت‏ بى‏نظیرى كه داشت، در این مورد صلاح اسلام را در حلم و صبر انقلابى دید، با حلم كم نظیرى،

سكوت كرد، و قریب به این مضمون فرمود: «كارى به آنها نداشته باشید، مساله به مرور زمان حل خواهد

شد .»

همان گونه كه امام فرموده بود؛ مساله به طور طبیعى حل شد. آرى گاهى حلم و صبر انقلابى، این گونه پى‏آمدى

درخشان دارد، و كارسازتر از عكس‏العمل‏هاى دیگر خواهد بود .

امام حسن (ع) در عصر حكومت‏ خودكامه معاویه، در وضعیتى قرار گرفت كه اگر صلح تحمیلى را ( كه به

معناى آتش بس و متاركه جنگ موقت، مشروط به شرایط بود) نمى‏پذیرفت، و با خصلت والاى حلم و صبر

انقلابى، با آن برخورد نمى‏كرد، كیان تشیع در خطرى عظیم، و جان همه شیعیان در معرض نابودى جدى قرار

مى‏گرفت . از این رو، در پاسخ به معترضان فرمود: «واى بر شما! شما نمى‏دانید كه من چه كرده‏ام، سوگند به

خدا پذیرش صلح من براى شیعیانم بهتر است از آنچه خورشید بر آن مى‏تابد و غروب مى‏كند ... .» (14)

شاید بر همین اساس بود كه پیامبر (ص) با بینش جهانى و پیش بینى وسیعى كه داشت، در شأن امام حسن (ع)

فرمود: «لو كان العقل رجلا لكان الحسن (15)؛ اگر عقل، خود را به صورت مردى نشان دهد، آن مرد، حسن

(ع) است .»

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 14:11 توسط گل نرگس| |

 

 

 

ارادتی است مرا در دل که نشانش چشمان خیس از اشک است

درذ سکوت و تنهایی ولی نخواهم گفت گویی

چشمهای شیاطین زمان بر لبهای من خیره شده اند

تا از دوست داشتنها بگویم و از انتظاری که به طول زنجیره

ندانستنهای آدمی است

تو را در روشن و تاریک دل به انتظار نشسته ایم...

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 11:22 توسط گل نرگس| |

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 11:7 توسط گل نرگس| |

 

سخن اول: جایگاه ماه خدا

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله درخطبه شعبانیه، ماه مبارک رمضان را چنین توصیف می کند:

«وَ هُوَ شَهرٌ دُعِیتُم فِیه ِاِلی ضِیافَةِ اللهِ وَ جُعِلتُم فِیه مِنْ أهْلِ کَرامَةِ اللهِ اَنفاسُکُُم فِیه تَسبِیحٌ وَ نَومُکُم فِیه عِبادَةٌ وَ عَمَلُکُم فیهِ مَقبُولٌ وَ دُعاءُکُم فِیه مُستَجابٌ؛

ماه رمضان ماهی است که شما به ضیافت الهی دعوت شده اید و در ردیف افرادی قرار گرفته اید که مورد تکریم خداوند هستند. نفسهایتان در آن تسبیح و خواب شما در آن عبادت و اعمالتان در آن مورد پذیرش و دعایتان در آن مستجاب است.» (الامالی، صدوق، ص 93)

این ماه مایه آزمایش مسلمانان و آرامش اهل ایمان و محک حق و باطل است. ماه رمضان زمینه ای مناسب برای زدودن کدورتها و غبارهای مادّی و نفسانی از وجود انسان و ماه خانه تکانی دلها و تصفیة قلوب است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

«لَو یَعلَمُ العِبادُ ما فی رَمَضانَ لَتَمَنَّتْ أن یَکُونَ رَمَضانُ سَنَةً؛ اگر بندگان خدا می دانستند که در ماه رمضان (چه گنج پُربهایی است)، هر آیینه آرزو می کردند که ماه رمضان یک سال باشد.» (فضائل الاشهر الثلاثة، ص 140)

دعوت نامه خداوند برای مهمانی در این ماه بالاترین مدال افتخار برای یک انسان مسلمان است و اگر کسی نتواند به این دعوت آسمانی پاسخ دهد ، بیچاره ترین انسانها خواهد بود.

حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

« فَانَّ الشَّقی مَن حُرِمَ غُفرانَ اللهِ فی هذا الشَّهرِ العَظیمِ؛ شقی کسی است که در این ماه بزرگ از مغفرت خداوندی محروم بماند.» (بحارالانوار، ج 93، ص 356، ح 25)

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 14:7 توسط گل نرگس| |

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 16:12 توسط گل نرگس| |

کاش در این رمضان لایق دیدار شوم

سحری با نظر لطف تو بیدار شوم

کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان

تا که هم سفره تو لحظه افطار شوم

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 15:52 توسط گل نرگس| |

مهمونی شروع شد.......

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 12:3 توسط گل نرگس| |

 

 

 

خداوند، بندگان را به چیزى كه تاب نیاورند، موظّف نكرده است. همانا آنان را در شبانه‏روز، به پنج نماز،

موظّف ساخته است و از هر دویست درهم، به پنج درهم مكلّف نموده و در سال، به روزه ماه رمضان

تكلیف كرده است.

امام صادق علیه‏السلام درباره حكمت روزه‏دارى فرمود: خداوند متعال، روزه را واجب ساخته است تا

ثروتمند و تهیدست، برابر شوند؛ چون [بدون روزه] ثروتمند، رنج گرسنگى را نمى‏چشید تا به فقیر ترحّم

كند؛ زیرا ثروتمند هر گاه چیزى را بخواهد، بر آن تواناست. پس خداى متعال خواست تا میان بندگانش

برابرى پدید آورد و ثروتمند هم طعم گرسنگى و رنج را بچشد تا بر ناتوان، رقّت قلب یابد و بر گرسنه ترحّم

نماید.   

رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند:خواب روزه‏دار، عبادت است؛ سكوتش تسبیح است؛ عملش دو

برابر است؛ دعایش مستجاب است و گناهش آمرزیده است .

رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: روزه‏دار، دو خوشحالى دارد: خوشحالى او به هنگام افطارش، و

خوشحالى او در روز قیامت، [آنگاه] كه منادى ندا مى‏دهد: «كجایند صاحبان جگرهاى سوخته و تشنه؟ به

عزّتم سوگند، امروز سیرابشان مى‏كنم.     

نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 13:33 توسط گل نرگس| |

نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 13:22 توسط گل نرگس| |

انسان از نگاه اسلام، تركیبى از جسم و جان است. همانگونه كه جسم انسان براى تداوم وجود خویش

نیازمند غذاهاى مادّى است، هویّت و حقیقت انسانىِ او نیز نیازمند غذاهاى معنوى از سنخ خود است.

خداى متعال در میهمان‏سراى رمضان، جان‏ها و روح‏هاى دوستانش را به ضیافت فرا خوانده است، نه

بدن‏ها و وجود مادّى آنان را، و این، ضیافتى است كه جز او، كسى ارزش آن را نمى‏داند. از این رو خداى

سبحان فرموده است:   

«الصَّومُ لى وَ أنَا أجزى بِهِ ؛ روزه، از آنِ من است و من خود، پاداش آن را مى‏دهم.

بدان! این میهمانى، پذیرایى از جسم نیست و بدن تو به این میهمانى دعوت نشده است؛ چرا كه تو در

ماه رمضان، در همان خانه‏اى ساكن هستى كه در ماه شعبان ساكن بودى و غذاى تو، همان نان و

آب‏گوشتى است كه در ماه‏هاى دیگر سال مى‏خوردى، [با این تفاوت كه] در روزهاى این ماه، از خوردن آن

منع شده‏اى؛ بلكه روح توست كه میهمان این ضیافت است و به منزل و غذایى دیگر دعوت شده است كه

روحانى و هماهنگ با روح است .

نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 13:7 توسط گل نرگس| |

نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 10:58 توسط گل نرگس| |

شاید این جمعه بیاید شاید......

می آیی و من منتظرت می مانم.....

نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 18:36 توسط گل نرگس| |

چه شب قشنگی.................جمعه آخر ماه شعبان...............

گفته شده هر کسی که نتونسته از شعبان بهره ای ببره.......

امشب می تونه جبران کنه..............پس شروع کن.............

لا به لای دعاهات یادت از یار مهربون نشه...........

نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 0:28 توسط گل نرگس| |

 

در دعا کردن باید مثل یک کودک باشی که شب به راحتی

خوابش می برد چون مطمئن است

که صبح چیزی را که از پدرش خواسته

آماده است...

نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 0:17 توسط گل نرگس| |

 خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست ؟

نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 16:25 توسط گل نرگس| |

گاهی چقدر بغض به گلویت فشار میاره بعد که دور و برت خوب نگاه میکنی میبینی خودت

موندی و یار مهربون...............میگی اگه بیاد همه چی درست میشه........

یهو میبینی که چشمات خیس شدن

حالا فقط تنها کاری که میتونی انجام بدی اینه

فقط بگی

اللهم عجل الولیک الفرج

نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 17:59 توسط گل نرگس| |

فقط بیا...........

نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 15:18 توسط گل نرگس| |


Design By : Night Skin