به نامش به یادش در پناهش
كسانى كه اهل دعا و راز و نیاز و اهل شب قدر هستند، نقش خویش را در شب قدر به خوبى دریافتهاند.
گاهى این حالات آن چنان ژرف و تاثیرگذار است كه تا شب قدر آینده و بلكه تا آخر عمر، در همه افكار،
اخلاق، كردار و رفتار شخص رخنه كرده و آن را در یك خط و سیر معنوى قرار مىدهد. دیگرانى هم كه به
این حد از معنویت راه پیدا نمىكنند، به فراخور حال خود از مجالس و محافل و شب زنده داریهای شب
قدر بهرهبردارى كرده و فیض معنوى مىبرند. ریشه اصلى این دگرگونىها و حالات، به خود افراد برمىگردد
و این كه تا چه حد خود را آماده بهرهبردارى از بركات شب قدر و فضیلتهاى آن كرده باشند. اگر معنویاتى
كه در شب قدر نصیب انسان شده و در زندگى آنها تحولى آفریده، هیچ ارتباطى با آنان نداشته باشد و
تنها به خدا و فرشتگان و نویسندگان مربوط باشد كه هر چه بخواهند، براى هر كس بدون ملاحظه
حالاتش تقدیر كنند در این صورت مقتضاى حكمت و مصلحت این است كه یا به هیچ كس هیچ ندهند و یا
آنچه مىدهند، به همه یكسان و على السویه بدهند؛ در حالى كه ما مىدانیم همه بركات خداوندى در
شب قدر براى بندگان سرازیر مىگردد و با اختلاف و تفاوت به آنان داده مىشود؛ پس نتیجه مىگیریم
تنها دلیل این تفاوت، كارها و اعمال و میزان تلاش خود بندگان است و بس. نتیجه این كه یكى از راههاى
رسیدن به این كه آیا افراد در مقدرات منتخب قدر، صاحب نقش هستند یا نه، این است كه ببینیم چه
اندازه دگرگونى در همین شب با بركت در آنان ایجاد گشته است.
خداوند تبارك و تعالى با نزول سورهاى خاص، شب قدر را به مردم معرفى فرموده است. در دو آیه این
سوره مباركه فرموده است: قرآن در شب قدر نازل شده و فرشتگان در آن شب فرود میآیند. سپس افزوده
است: شب سلامت است. و فرموده است: عمل صالح در او، برابر با عمل صالح در طول هزار ماه است.
فردى به امام باقر علیه السلام عرض كرد: مراد و مقصود از این كه شب قدر بهتر از هزار ماه است
چیست؟ حضرت فرمودند: "والعمل الصالح فیها من الصلاة والزكاة و انواع الخیر خیر من الف شهر لیس فیها
لیلة القدر" (1)؛ كار شایسته از قبیل نماز و زكات، صدقات و انفاقات و انواع خوبىها در آن شب برتر از هر
كار شایستهاى است كه در مدت هزار ماه كه شب قدر در آن نیست، انجام شود. اگر كارهاى نیك بندگان
و چند برابر پاداش آن تاثیرى در مقدرات و سرنوشت افراد در شب قدر ندارد، از گفتن و دانستن آن چه
سودى عاید بندگان مىشود؟ اگر نزول قرآن در شب قدر و بیان كردن این مطلب، سود و زیانى را متوجه
هیچ كس نمىكند، چه انگیزهاى در اعلام این شب نهفته است؟ اگر دانستن نزول فرشتگان، در نتیجه
تلاش افراد سودمند نباشد، چرا باید مردم در جریان آن باشند و دانستن آن چه گرهای از كار بندگان
مىگشاید؟ مىدانیم كه كار بیهوده حتى از افراد عادى و معمولى پسندیده نیست، چه رسد به پروردگار
آسمان و زمین كه هیچ كارى را بدون حكمت و مصلحت انجام نمىدهد. حكمت معرفى شب قدر به عنوان
شبى كه قرآن در آن نازل شده و شبى كه مقدرات در آن سامان داده مىشود، این است كه بنده
سرنوشت و مقدرات خویش را به قرآن پیوند بزند و آن را سرمشق و سرچشمه فكر و عمل خویش قرار
بدهد، اگر كردارش موافق با قرآن و در جهت آن باشد، عمل كننده به آن سعادتمند است و اگر خداى نكرده
مخالف با قرآن باشد، فاعل آن شقى خواهد بود.
موسی (علیه السلام)گفت:
خداوندا! مىخواهم به تو نزدیك شوم، فرمود: قرب من از آن كسى است كه شب قدر بیدار شود،
گفت: خداوندا! رحمتت را مىخواهم، فرمود: رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكینان
رحمت كند.
گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مىخواهم فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر
صدقهاى بدهد.
گفت: خداوندا! از درختان بهشت و از میوههایش مىخواهم، فرمود: آنها از آن كسى است كه در شب
قدر تسبیحش را انجام دهد.
گفت: خداوندا! رهایى از جهنم را مىخواهم، فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر استغفار كند.
گفت: خداوندا خشنودى تو را مىخواهم، فرمود: خشنودى من از آن كسى است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگذارد. حلم امام حسن علیه السلام امام حسن (ع) و سایر امامان (ع) فرهیخته و تربیت شده مكتب قرآن بودند، چنان كه در روایت آمده: كنیزى شاخه گلى را به امام حسن (ع) اهدا نمود، آن حضرت او را آزاد كرد، انس بن مالك به آن حضرت عرض كرد: «آیا شما براى یك شاخه گل ناچیز، او را آزاد كردید؟» امام حسن (ع) در پاسخ فرمود: «ادبنا الله تعالى ... ؛ خداوند ما را چنین تربیت كرده است .» آن جا كه مىفرماید: «اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها او ردوها؛ هنگامى كه كسى به شما تحیت گوید، پاسخ او را به طور بهتر، یا همان گونه بدهید.» (9) پاسخ بهتر همان آزاد كردن او است.» (10) حلم امام حسن (ع) از آیات قرآن نشات گرفته بود، از جمله از این آیه كه خداوند مىفرماید: «... ادفع بالتی هى احسن فاذا الذى بینك و بینه عداوة كانه ولى حمیم؛ ناپسندى را با نیكى دفع كن، كه ناگاه خواهى دید همان كس كه میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمى است.» (11) خصلت حلم امام حسن (ع) در حدى بود كه مروان یكى از دشمنان پركینه خاندان رسالت، كه امام حسن (ع) را بسیار رنج داد و آزرد، گفت: «این كارها را با كسى انجام دادم كه حلم و خویشتندارى او با كوهها برابرى مىكند.» (12) به عنوان نمونه نظر شما را به فراز تاریخى زیر جلب مىكنیم: پیر مردى ناآگاه از اهالى شام در مدینه، امام حسن (ع) را سوار بر مركب دید، آنچه توانست از آن حضرت بدگویى كرد، وقتى كه فارغ شد، امام حسن (ع) كنار او آمد، و به او سلام كرد، و در حالى كه لبخندى بر چهره داشت به او فرمود: «اى پیرمرد! گمانم غریب هستى، و گویا امورى بر تو اشتباه شده، اگر از ما درخواست رضایت كنى از تو خشنود مىشویم، اگر چیزى از ما بخواهى به تو عطا مىكنیم، اگر از ما راهنمایى بخواهى تو را راهنمایى مىكنیم، اگر كمك براى باربردارى از ما بخواهى، بار تو را برمىداریم، اگر گرسنه باشى تو را سیر مىنماییم، اگر برهنه باشى، تو را مىپوشانیم، اگر نیازمند باشى تو را بىنیاز مىكنیم، اگر گریخته باشى به تو پناه مىدهیم . اگر حاجتى دارى آن را ادا مىنماییم، اگر مركب خود را به سوى خانه ما روانه سازى، و تا هر وقت بخواهى مهمان ما باشى، براى تو بهتر خواهد بود، زیرا ما خانه آماده و وسیع، و امكانات بسیار داریم .» هنگامى كه آن پیر ناآگاه این گفتار مهرانگیز نشأت گرفته از حلم و صبر انقلابى امام حسن (ع) را شنید، آن چنان دگرگون شد كه اشك از چشمانش جارى گردید و گفت: «گواهى مىدهم كه تو خلیفه خدا در زمینش هستى، خداوند آگاهتر است كه مقام رسالت خود را در وجود چه كسى قرار دهد، تو و پدرت مبغوضترین افراد در نزد من بودید، ولى اینك تو محبوبترین انسانها در نزد من هستى!» سپس او به خانه امام حسن (ع) وارد شد، و مهمان آن بزرگوار گردید، و پس از مدتى در حالى كه قلبش سرشار از محبت خاندان رسالت بود، از محضر امام حسن (ع) بیرون رفت. (13) فراموش نمىكنم هنگامى كه حضرت امام خمینى - قدس سره - در اوایل پیروزى انقلاب در قم تشریف داشتند، روزى جمعى از چماق به دستان بدخواه، از خانهاى بیرون آمده و با شعار و داد و فریاد نزدیك بیت امام آمدند، امام اگر اشارهاى مىكرد، مردم به آنها حمله كرده و آنها را تار و مار مىكردند، ولى امام در عین شجاعت و صلابت بىنظیرى كه داشت، در این مورد صلاح اسلام را در حلم و صبر انقلابى دید، با حلم كم نظیرى، سكوت كرد، و قریب به این مضمون فرمود: «كارى به آنها نداشته باشید، مساله به مرور زمان حل خواهد شد .» همان گونه كه امام فرموده بود؛ مساله به طور طبیعى حل شد. آرى گاهى حلم و صبر انقلابى، این گونه پىآمدى درخشان دارد، و كارسازتر از عكسالعملهاى دیگر خواهد بود . امام حسن (ع) در عصر حكومت خودكامه معاویه، در وضعیتى قرار گرفت كه اگر صلح تحمیلى را ( كه به معناى آتش بس و متاركه جنگ موقت، مشروط به شرایط بود) نمىپذیرفت، و با خصلت والاى حلم و صبر انقلابى، با آن برخورد نمىكرد، كیان تشیع در خطرى عظیم، و جان همه شیعیان در معرض نابودى جدى قرار مىگرفت . از این رو، در پاسخ به معترضان فرمود: «واى بر شما! شما نمىدانید كه من چه كردهام، سوگند به خدا پذیرش صلح من براى شیعیانم بهتر است از آنچه خورشید بر آن مىتابد و غروب مىكند ... .» (14) شاید بر همین اساس بود كه پیامبر (ص) با بینش جهانى و پیش بینى وسیعى كه داشت، در شأن امام حسن (ع) فرمود: «لو كان العقل رجلا لكان الحسن (15)؛ اگر عقل، خود را به صورت مردى نشان دهد، آن مرد، حسن (ع) است .» ارادتی است مرا در دل که نشانش چشمان خیس از اشک است درذ سکوت و تنهایی ولی نخواهم گفت گویی چشمهای شیاطین زمان بر لبهای من خیره شده اند تا از دوست داشتنها بگویم و از انتظاری که به طول زنجیره ندانستنهای آدمی است تو را در روشن و تاریک دل به انتظار نشسته ایم... رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله درخطبه شعبانیه، ماه مبارک رمضان را چنین توصیف می کند: «وَ هُوَ شَهرٌ دُعِیتُم فِیه ِاِلی ضِیافَةِ اللهِ وَ جُعِلتُم فِیه مِنْ أهْلِ کَرامَةِ اللهِ اَنفاسُکُُم فِیه تَسبِیحٌ وَ نَومُکُم فِیه عِبادَةٌ وَ عَمَلُکُم فیهِ مَقبُولٌ وَ دُعاءُکُم فِیه مُستَجابٌ؛ ماه رمضان ماهی است که شما به ضیافت الهی دعوت شده اید و در ردیف افرادی قرار گرفته اید که مورد تکریم خداوند هستند. نفسهایتان در آن تسبیح و خواب شما در آن عبادت و اعمالتان در آن مورد پذیرش و دعایتان در آن مستجاب است.» (الامالی، صدوق، ص 93) این ماه مایه آزمایش مسلمانان و آرامش اهل ایمان و محک حق و باطل است. ماه رمضان زمینه ای مناسب برای زدودن کدورتها و غبارهای مادّی و نفسانی از وجود انسان و ماه خانه تکانی دلها و تصفیة قلوب است. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «لَو یَعلَمُ العِبادُ ما فی رَمَضانَ لَتَمَنَّتْ أن یَکُونَ رَمَضانُ سَنَةً؛ اگر بندگان خدا می دانستند که در ماه رمضان (چه گنج پُربهایی است)، هر آیینه آرزو می کردند که ماه رمضان یک سال باشد.» (فضائل الاشهر الثلاثة، ص 140) دعوت نامه خداوند برای مهمانی در این ماه بالاترین مدال افتخار برای یک انسان مسلمان است و اگر کسی نتواند به این دعوت آسمانی پاسخ دهد ، بیچاره ترین انسانها خواهد بود. حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: « فَانَّ الشَّقی مَن حُرِمَ غُفرانَ اللهِ فی هذا الشَّهرِ العَظیمِ؛ شقی کسی است که در این ماه بزرگ از مغفرت خداوندی محروم بماند.» (بحارالانوار، ج 93، ص 356، ح 25) کاش در این رمضان لایق دیدار شوم سحری با نظر لطف تو بیدار شوم کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان تا که هم سفره تو لحظه افطار شوم خداوند، بندگان را به چیزى كه تاب نیاورند، موظّف نكرده است. همانا آنان را در شبانهروز، به پنج نماز، موظّف ساخته است و از هر دویست درهم، به پنج درهم مكلّف نموده و در سال، به روزه ماه رمضان تكلیف كرده است. امام صادق علیهالسلام درباره حكمت روزهدارى فرمود: خداوند متعال، روزه را واجب ساخته است تا ثروتمند و تهیدست، برابر شوند؛ چون [بدون روزه] ثروتمند، رنج گرسنگى را نمىچشید تا به فقیر ترحّم كند؛ زیرا ثروتمند هر گاه چیزى را بخواهد، بر آن تواناست. پس خداى متعال خواست تا میان بندگانش برابرى پدید آورد و ثروتمند هم طعم گرسنگى و رنج را بچشد تا بر ناتوان، رقّت قلب یابد و بر گرسنه ترحّم نماید. رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند:خواب روزهدار، عبادت است؛ سكوتش تسبیح است؛ عملش دو برابر است؛ دعایش مستجاب است و گناهش آمرزیده است . رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: روزهدار، دو خوشحالى دارد: خوشحالى او به هنگام افطارش، و خوشحالى او در روز قیامت، [آنگاه] كه منادى ندا مىدهد: «كجایند صاحبان جگرهاى سوخته و تشنه؟ به عزّتم سوگند، امروز سیرابشان مىكنم. نیازمند غذاهاى مادّى است، هویّت و حقیقت انسانىِ او نیز نیازمند غذاهاى معنوى از سنخ خود است. خداى متعال در میهمانسراى رمضان، جانها و روحهاى دوستانش را به ضیافت فرا خوانده است، نه بدنها و وجود مادّى آنان را، و این، ضیافتى است كه جز او، كسى ارزش آن را نمىداند. از این رو خداى سبحان فرموده است: «الصَّومُ لى وَ أنَا أجزى بِهِ ؛ روزه، از آنِ من است و من خود، پاداش آن را مىدهم. بدان! این میهمانى، پذیرایى از جسم نیست و بدن تو به این میهمانى دعوت نشده است؛ چرا كه تو در ماه رمضان، در همان خانهاى ساكن هستى كه در ماه شعبان ساكن بودى و غذاى تو، همان نان و آبگوشتى است كه در ماههاى دیگر سال مىخوردى، [با این تفاوت كه] در روزهاى این ماه، از خوردن آن منع شدهاى؛ بلكه روح توست كه میهمان این ضیافت است و به منزل و غذایى دیگر دعوت شده است كه روحانى و هماهنگ با روح است . شاید این جمعه بیاید شاید...... می آیی و من منتظرت می مانم..... چه شب قشنگی.................جمعه آخر ماه شعبان............... گفته شده هر کسی که نتونسته از شعبان بهره ای ببره....... امشب می تونه جبران کنه..............پس شروع کن............. لا به لای دعاهات یادت از یار مهربون نشه........... در دعا کردن باید مثل یک کودک باشی که شب به راحتی خوابش می برد چون مطمئن است که صبح چیزی را که از پدرش خواسته آماده است... گاهی چقدر بغض به گلویت فشار میاره بعد که دور و برت خوب نگاه میکنی میبینی خودت موندی و یار مهربون...............میگی اگه بیاد همه چی درست میشه........ حالا فقط تنها کاری که میتونی انجام بدی اینه فقط بگی1- حالات و دریافتهاى شخصى

2- شناساندن شب قدر


سخن اول: جایگاه ماه خدا
یهو میبینی که چشمات خیس شدن![]()
اللهم عجل الولیک الفرج![]()
| Design By : Night Skin |








