تبليغاتX
به نامش به یادش در پناهش


به نامش به یادش در پناهش

 

تسلیت آقا جون...................تسلیت

 

من نمی گویم چه شد گویند در چشم علی                                                   

                                                            سیل دشمن بود پیدا فاطمه پیدا نبود

  

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:59 توسط گل نرگس| |

منتظرم...........

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 17:44 توسط گل نرگس| |

الو سلام
منزل
خداست؟
اين منم
مزاحمي که آشناست
هزار دفعه اين
شماره را دلم گرفته است
ولي هنوز پشت
خط درانتظار يک صداست
شما که گفته
ايد پاسخ سلام واجب است
به ما که مي
رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟
الو
....
دوباره قطع و وصل
تلفنم شروع شد
خرابي
از دل من است يا که عيب سيم هاست؟ 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 12:4 توسط گل نرگس| |

 

 

 لحظه هایم همه سرشارند از حسرت حضورت

      و دستانم خالی اند و بی بار از گرمای وجود نازنینت.

     چشمانم منتظرند تا بیایی و اشک بریزند بر رد پای قدوم مبارکت.

    ودلم همچنان دلی ست بی قرار در فراق حضور مولایش مهدی(عج).

    نمی آیی ولی هر طلوع عطرآگین می کنم دل را ،به شوق دیدارت.

    نمی آیی ولی می خوانم ندبه را، به انتظار،تا صاف کنم دل را برایت.

    نمی آیی ولی دستانم را می برم تا آسمان، به امید

    و می خوانم تو را، به عشق.          

                                     ای معشوق عاشقان ، مهدی(عج).

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 12:3 توسط گل نرگس| |

     

 

 

 "میلاد فرخنده ی پیام آور کربلا،حضرت زینب کبری(س) بر همگان مبارکباد"

 

   صبر را معنا و مفهومی بنام زینب است             احترام عشق هم از احترام زینب است

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 11:57 توسط گل نرگس| |

 
 
 
 
 
 
عجب صبری خدا دارد

عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

همان يک لحظه اول

که اول ظلم را مي ديدم

جهان را با همه زيبايي و زشتي

بروي يکدگر ويرانه مي کردم

 

عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

که در همسايه صدها گرسنه چند بزمي

گرم عيش و نوش مي ديدم

نخستين نعره مستانه را خاموش آندم

بر لب پيمانه مي کردم

 

عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

که مي ديدم يکي عريان و لرزان ديگري

 پوشيده از صد جامه رنگين

زمين و آسمان را

واژگون مستانه مي کردم

 

عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

نه طاعت مي پذيرفتم

نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگرها تيز کرده

پاره پاره در کف زاهد نمايان

سبحه صد دانه مي کردم

 

عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

براي خاطر تنها يکي مجنون صحراگرد بي سامان

هزاران ليلي نازآفرين را کو به کو

آواره و ديوانه مي کردم

 

عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان

سراپاي وجود بي وفا معشوق را

پروانه مي کردم

 

عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

بعرش کبريائي با همه صبر خدايي

تا که مي ديدم عزيز نابجائي ناز بر يک

 ناروا گرديده خواري مي فروشد

گردش اين چرخ را

وارونه بي صبرانه مي کردم

 

عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

که مي ديدم مشوش عارف و عامي ز برق

 فتنه اين علم عالم سوز مردم کش

بجز انديشه عشق و وفا معدوم هر فکري

در اين دنياي پر افسانه مي کردم

 

عجب صبري خدا دارد

چرا من جاي او باشم

همين بهتر که او خود جاي خود بنشسته

و تاب تماشاي تمام زشتکاريهاي اين مخلوق را دارد

وگرنه من جاي او چو بودم

يکنفس کي عادلانه سازشي

با جاهل و فرزانه مي کردم

 

عجب صبري خدا دارد!

عجب صبري خدا دارد!

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:56 توسط گل نرگس| |

منتظرم که بیایی گل نرگس

منتظرم...............

نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:22 توسط گل نرگس| |

جمعه یعنی یک نگاه انتظار

جمعه یعنی طاق ابروی نگار

جمعه یعنی یک غروب غصه دار

جمعه یعنی مهدی چشم انتظار 

 

نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 11:37 توسط گل نرگس| |

نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 11:52 توسط گل نرگس| |


Design By : Night Skin