تبليغاتX
به نامش به یادش در پناهش


به نامش به یادش در پناهش

یا صاحب الزمان ادرکنی

نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 12:43 توسط گل نرگس| |

همه شب در پی تو دیده به در می دوزم

به خدا منتظر آن رخ دلجوی توام

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 11:24 توسط گل نرگس| |

باید به سمت آینه آنقدر ها کنم

تا روی شیشه اشک نفسها رها کنم

دل شد سیاه بس که طلوع تو را ندید

باید برای خویش دلی دست و پا کنم

شرمنده ام برای تو مردن قضا شده

تعجیل کن کمی که قضا را ادا کنم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 11:8 توسط گل نرگس| |

اگر جان پروری جان پر بگیرد

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 11:16 توسط گل نرگس| |

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 11:0 توسط گل نرگس| |

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 10:58 توسط گل نرگس| |

باید که بسوزم و از سوزش خویش

عاشق شوم و نزد خدا خوانده شوم

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 10:52 توسط گل نرگس| |


Design By : Night Skin