به نامش به یادش در پناهش
همه شب در پی تو دیده به در می دوزم به خدا منتظر آن رخ دلجوی توام باید به سمت آینه آنقدر ها کنم تا روی شیشه اشک نفسها رها کنم دل شد سیاه بس که طلوع تو را ندید باید برای خویش دلی دست و پا کنم شرمنده ام برای تو مردن قضا شده تعجیل کن کمی که قضا را ادا کنم
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت
11:24 توسط گل نرگس| |
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت
11:8 توسط گل نرگس| |
| Design By : Night Skin |




