به نامش به یادش در پناهش
این جمعه هم بی ظهور شما دارد پایان می گیرد... پیش تو ماه و باید رخ بر زمین بساید بی پرده گر برآید شرم و حیا ندارد ای وصل تو شکیبم ای چشم تو طبیبم باز آ که درد هجران بی تو دوا ندارد فریاد بی صدایم در سینه حبس گشته از بس که ناله کردم آهم صدا ندارد گفتم که در کنارت جان را کنم نثارت تیغ از تو گردن از من چون و چرا ندارد هرکس تو را ندارد جز بی کسی چه دارد جز بی کسی چه دارد هر کس تو را ندارد
| Design By : Night Skin |



