به نامش به یادش در پناهش
آيا كسي هست مرا ياري كند؟؟؟ فراموشت كرده ايم از يادت برده ايم . نه! بهتر بگويم خودمان را به فراموشي زده ايم... اين طوري بهتر است ما به كار و زندگيمان مي رسيم و تو...هم چنان حسين غريب!! هزاران بار گفتيم اگر كربلا بوديم با حسين مي مانديم. مبادا كه ما باشيم و او فرياد غربت سر دهد! محرم تو تمام شد و ما فقط ادعاي محبت كرديم و لاف عاشقي زديم!! خسته شده ام راهي نيست؟!! مي دانم كه هست هنوز فرصت باقي است هنوز هم براي ياري تو زمان باقي است. رفته ايم اما باز مي گرديم دور شده ايم اما وقت براي نزديك شدن هست. تاخته ايم اما مي ايستيم برمي گرديمو اين بار به سوي تو ميتازيم براي ياري تو... بيا كمكم كن مي خواهم برگردم... اما خجالت... نه نه!! مي دانم كه تو حتي به چشمان خجلت زده من نگاه نمي كني مباد كه هرم اين شرم وجودم را به آتش بكشد!! فقط آغوش تو ياد حُر مي كنم... رو به آسمان مي كنم و دستهايم را به تمنا بلند: آن سفر كرده كه صد قافله دل همره اوست هر كجا هست خدايا به سلامت دارش
| Design By : Night Skin |



