تبليغاتX
به نامش به یادش در پناهش
به نامش به یادش در پناهش





السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

امشب مثل همیشه میام پیشت اما با همسرم....

دلم گرفته آقای مهربونیا.....

دستم رو بگیرید و به آسمونا برسونید


دوشنبه سوم بهمن 1390 |

 


یکشنبه دوم بهمن 1390 |

 

به نام بهترينم

دلم بخاطر داغ امام حسين اومد سراغ وبلاگ.....

صداي گريه كودك 6 ماهه ..........

چه ميكني عمه جان؟ عمه چه كردي و چه ميكني؟ عمه زينب ..................

نميشه نوشت............

التماس دعا


شنبه بیست و چهارم دی 1390 |

 


کوفه خشکسالی شده بود. خیلی وقت بود باران نباریده بود.

آمدند پیش حضرت علی. ایشان فرمودند:

" به فرزندم حسین بگویید برایتان دعا کند."

آمدند پیش امام حسین. حضرت دعا کردند و باران بارید.

خوشحال شدند. گفتند:" جبران می کنیم...!"


شنبه بیست و چهارم دی 1390 |

 

به نام بهترينم

خداجون سريعتر بگو من انسانم و .....


شنبه هفدهم دی 1390 |

 

به نام بهترينم

سلام به خداي من

سلام به وبلاگم....

دلم برا هر دو تنگ شده بود ....

خداجونم نميدونم چطوري و چقدر بنويسم اما از اونجايي كه ننوشته ها رو ميخوني من اينجا اومدم براي دل

خودم بنويسم و مي دونم تو از قبل ميدوني...خداجونم منم ميخوام خوب...چيكار كنم منم مكه ميخوام ...خودت

ميدوني كه عقلاني ميگم براي بهتر شدن اونم سفري با همسرم....آخه خدا يه سوال دلت مياد تنها بزاري

بره...

پس من چييييييييييييييي!!!!!!


سه شنبه سیزدهم دی 1390 |

 

به نام بهترينم

فقط اومدم بگم صبرم كم شده....خدايا منو از اين وضع در بيار و آرومم كن با هر تصميمت تو كه نتيجه رو بخواي


ميگيري و ميدوني الانم...و ميدوني من تسليمم در برابر تصميم تو...پس خداجونم منو از برزخ در بيار...



چهارشنبه هفتم دی 1390 |

 

خدايا شكرت....


دوشنبه پنجم دی 1390 |

 

خط بزن "و" را  
موعود من ؛ 
موعد ِ آمدنت شده …


یکشنبه چهارم دی 1390 |

 

به نام بهترينم

يك حرفي بود كه قديما وقتي از بزرگترا ميشنيدم نميتونستم دركش كنم...اينكه ببخشيد سرمون شلوغ بود

نتونستيم خدمت برسيم و هزارتا از اين جور حرفا و درگيري ها ....

فكر ميكردم همش بهونه ست اما واقعا هنوزم پاي اين حرفم هستم...امشب داشتم به اين فكر ميكردم

كه من از زماني كه ازدواج كردم چسبيدم به زندگي و شوهر داري...اما اون حال و هوا و چيزايي كه برام

مهم بود الان كمرنگ شده من نميتونستم يك غروب جمعه بدون امام رضا آروم بگيرم حالا....

يك مقدارش توجيه داره بخاطر اينكه خود شوهر داري واجبه و مهمه اما بيش از حدش كه نتونم به امام رضا

سر بزنم .....

در كل اومدم اينجا بگم زيادي پيش درگاهت خداجونم شرمنده ام................

اما هنوزم هميشه دوست دارم يه دوست داشتن صورتي (دوست دارم)



جمعه دوم دی 1390 |

 

به نام بهترینم

خیلی وقته نمی نویسم هر بار وبلاګمو باز میکنم بنویسم میبندم و صرف نظر میکنم از نوشتن

خدایا ننوشته ها را میدانی خودت بخوون این پست رو توی دلم

دوست دارم


یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 |

 

الحمد الله رب العالمين


جمعه هجدهم آذر 1390 |

 

بس كن رباب نیمه ای از شب گذشته است

دیگر بخواب نیمه ای از شب گذشته است

بس كن ز گریه حال تو بهتر نمی شود

این گریه ها برای تو اصغر نمی شود



شنبه دوازدهم آذر 1390 |

 


ما جان به در از داغ تو برديم و نمرديم!


چهارشنبه نهم آذر 1390 |

 

به نام بهترينم

خداي من خيلي ذهنمو مشغول كردي و حسابي منو گير انداختي .....

خداجون نميدونم چطور بايد اين درخواست رو بخوام اما خيلي برام مهمه....

قشنگيش اينه كه تو تا اينجا خدايي كردي و از اين به بعد هم با ما باش....

تمام سعي و تلاشم اينه كه باهات باشم.....

دوستم داشته باش

دوست دارم


یکشنبه ششم آذر 1390 |

 


او خواهد آمد و من منتظرش هستم.....
چگونه سر ز خجالت برآرم بر دوست
که خدمتی به سزا بر نیامد از دستم


 

 

 

بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
دی 1387
آرشيو

 

  

 

آقا مرتضي آويني
نیایش نامه
مشترک مورد نظر...
مداد رنگی
"دختران با حجاب"(عالیه ببین...)
نسیم
من-خط فاصله-تو
گرافيكي
سقاي حرم

 

 


مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
 Themes By Blog Skin :.