به نامش به یادش در پناهش
حالا درک می کنم اعتماد داشتن به خدا یعنی چی......... تو هستی می دونم اما کاش بیشتر حضورتو حس می کردم...........کاش اینقدر این اجازه رو به من می دادی که صدات بشنوم....گاهی حس مس کنم که می شنوم اما نه اون طوری که باید . شاید...........حضورت دوست دارم و به بودنت کنارم افتخار می کنم.......می دونی خودت گفتی یادم کنید یادتون می کنم من خیلی به یادتم پس تو هم.... امیدوارم..............خدایا رو شکرت امام رضا خودتون کمک کنید اعتکاف حرم شما بودم به من زندگی دوباره داد امام رضای من نیاز دارم بهتون بغض تو گلوم خونه کرده........................پس کی میاد......... به نام بهترینم ماه خدا به نیمه داره میرسه...تا الان احساس کردی به مهمونی دعوت شدی یا نه............. ماه مهمونی داره تموم میشه.....فقط یه چیزی می خوام بهت بگم مواظب باش حسرت تو دلت نمونه...... .... پس دست خدا رو بگیر برو بالا به نام بهترینم سلام خدای من سلام دوباره مهمونی ...........دوباره نگاه قشنگ صاحبخونه...........چقدر نفس کشیدن قشنگه تو ماه تو.........می دونی که این ماه مال خود خود خداست.............ببین همش نگات می کنه ..........میگه حتی اگه بخوابی هم نگات میکنم.......چقدر قشنگی خدا که این ماه رو قرار دادی تا بهتر بهت فکر کنم......آره همین طور که تو خاص هستی می خوام منم خاص باشم..........آره خاص.......می خوام مال تو باشم.........مال تو .........هی قول دادم نتونستم پاش باشم اما تو به من این فرصت دادی یه بار دیگه بیشتر و بهتر حست کنم........... خدایا دستمو بگیر می خوام بیام آسمون دست خدا رو بگیر رو برو بالا کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان تا که هم سفره تو موقع افطار شوم


| Design By : Night Skin |




